1- دانشگاه مازندران ، makani@umz.ac.ir
2- دانشگاه تهران
چکیده: (9 مشاهده)
«شناختِ پیکرهبندی»، به عنوان یکی از عالیترین فرایندهای ذهنی انسان، فعالیتی پیچیده و چند بعدی است. شکلگیری این فرایند در محیطهایی که درک فضا در آنها مستلزم حرکت و تعامل با محیط است، مسائلی پدید میآورد که پرسشبرانگیز و درخور تاملاند. هدف این پژوهش، تبیین چگونگی شناخت پیکرهبندی با تمرکز بر عوامل موثر بر آن در مجتمعهای مسکونی است. پژوهش با رویکرد کیفی و در چارچوب رئالیسم انتقادی انجام شده و جامعه موردمطالعه، ساکنان مجتمع مسکونی شهید بهشتی ساری هستند. برای دستیابی به فهمی جامع از پیکرهبندی، مجتمع منتخب در دو مقیاس کل و جزء و در سه سطح «مکانهای منفرد»، «ارتباط دو به دوی مکانها» و «عناصر مجاور هر مکان» بررسی شد. روش نمونهگیری نظری است و دادهها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته، نقشه شناختی و نقشه کروکیوار جمعآوری و با تکنیک کدگذاری باز و محوری تحلیل شدند. یافتهها نشان داد که شناخت پیکرهبندی توده و فضا در هر دو مقیاس کل و جز، بر سه بعد اصلی محیطی، انسانی و زمانی استوار است. در جریان پژوهش، پس از شناسایی مولفههای هر بعد و ترسیم ماتریس ارتباطات دوجانبه میان عوامل محیطی و اجزای پیکرهبندی، یافتههای حاصل از سه سطح مورد بررسی در قالب یک مدل مفهومی تبیین و ارائه شد. درنهایت نتایج نشان داد که در فضای باز مجتمعهای مسکونی، اگرچه ابعاد محیطی نقش پررنگتری در بازشناسی پیکرهبندی توده و فضا دارند، شکلگیری تصویر ذهنی دقیق و پایدار زمانی امکانپذیر است که ابعاد محیطی، انسانی و زمانی نه بهصورت مستقل، بلکه در پیوندی تعاملی و همافزا عمل کنند.
نوع مطالعه:
پژوهشي |
موضوع مقاله:
مفهوم سازي نظريه پردازي در معماری و شهرسازی اسلامی دریافت: 1404/8/12 | پذیرش: 1404/12/2
ارسال پیام به نویسنده مسئول