1- گروه معماری، دانشکده هنر و معماری صبا، دانشگاه شهید باهنر کرمان، کرمان، ایران ، mohajerimozafar@uk.ac.ir
2- گروه معماری، دانشکده هنر و معماری صبا، دانشگاه شهید باهنر کرمان، کرمان، ایران
چکیده: (4 مشاهده)
این پژوهش به بررسی کیفیت آموزش طراحی مسکونی در دانشگاه یزد میپردازد و به دنبال شناسایی شکافهای آموزشی در درس طرح ۲ است. مسئله اصلی پژوهش، غلبه نگاه کالبدی و اقتصادی بر مفهوم سکونت در آموزش معماری است که موجب میشود طراحی مسکونی به ترسیم صرف پلان محدود شود و از بُعد انسانی، فرهنگی و روانشناختی سکونت فاصله بگیرد. روش پژوهش، نظریه برخاسته از زمینه است و دادهها از طریق مصاحبه عمیق با اساتید، مشاهده مستقیم آتلیه طرح ۲ و تحلیل پروژههای دانشجویی در دانشگاه یزد جمعآوری شده است. برای اعتبارسنجی یافتهها از دو چارچوب سرفصلهای مصوب درس طرح ۲ و هرم نیازهای مازلو. در این پژوهش، نظریه مازلو نه بهعنوان فرضیه قابل اثبات یا رد، بلکه بهعنوان ابزار ارزیابی چکلیستی برای شناسایی لایههای نیازهای انسانی در طراحی مسکونی بهکار گرفته شده است. یافتههای پژوهش نشان میدهد که آموزش طرح ۲ در پاسخ به نیازهای زیستی، کالبدی و ایمنی عملکرد نسبتاً خوبی دارد، اما هرچه به سطوح بالاتر هرم نیازها حرکت میکنیم، میزان توجه اساتید کاهش مییابد. بهطور مشخص، نیاز به تعلق، انعطافپذیری و شخصیسازی فضاها، روابط همسایگی، تعاملات اجتماعی و نیازهای شناختی و زیباییشناختی کمتر مورد توجه قرار میگیرند. همچنین جنبههای فرهنگی و بومی، جزئیات معماری نما، اقتصاد ساخت و خانواده، و کیفیت مصالح در آموزش ناکافی هستند. نتیجهگیری کلیدی پژوهش بیانگر وجود یک الگوی نزولی در آموزش است: هرچه از نیازهای پایه به سمت نیازهای عالی حرکت میکنیم، عمق و دقت آموزش کاهش مییابد. این شکاف آموزشی مانع از آن میشود که دانشجو از مرحله طراحی «سرپناه عملکردی» به خلق «مکان زندگی معنادار» برسد. پژوهش نتیجه میگیرد که بازنگری اساسی در آموزش طراحی مسکونی ضروری است؛ آموزشی که از تمرکز صرف بر کالبد و عملکرد فاصله بگیرد و به ابعاد انسانی، فرهنگی، اجتماعی و روانشناختی سکونت توجه جدی داشته باشد تا طراحی مسکونی بتواند به نیازهای چندلایه و پیچیده زندگی انسان پاسخ دهد.
ارسال پیام به نویسنده مسئول